سال 1397 مبارک باد

بله نزدیک به ۶ سال از تولد این وبلاگ می گذرد و ما به عنوان کوچک ترین نویسندهای این وبلاگ بعد از گذشت این سالها هنوز در کنار شما هستيم.
به جرات می توانیم بگویم كه ، یکی از قدیمی ترین وبلاگ های جنوب یا کشور عزیزمان را داریم.همیشه در کنار شما ،بودیم و همراه شما بودیم در تمام تک تک روز های که شما ما را تنها گذاشتید و فقط با دانلود و دیدن اخبار ما را همراهی کردید، در تمام این سالها پس از آقای اکبری و من فقط خانم مرضیه نویسنده وبلاگ که همینجا تولد ایشون رو هم تبریک می گویم در كنار ما بودند.
متاسفانه هیچ گاه هیچ گونه هم دلی و ارتباطی توسط دانشجویان پیام نور بوشهربا اين وبلاگ برقرار نشد و ما همیشه تنها بودیم و همیشه در تنهایي مشکلات این وبلاگ را رفع کردیم البته هستند دوستانی که با نظرات خوب و شیرین خود، ما را برای ادامه کار این وبلاگ دل گرم می کنند و با عث افتخار ماست كه چنين دوستاني در كنار خود داريم.
جا دارد همینجا از تیم پرشین گیگ که در تمام این سالها در کنار ما بودند تشکر کنیم كه در زمان بروز مشکلات با روی باز پاسخ گوي ما بوده وهستند. از آقای علیرضا شیرازی مدیر محترم بلاگفا بخاطر تحمل ما .
وباز هم مي گويم
هنوز با شما هستيم
![]()
![]()
![]()
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند..... يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.
همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.
بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط ، لطفا !!
سالها قبل مادری با پسرش زندگی می کرد
مادر فقط یک چشم داشت و این باعث ناراحتی پسر بود
پسر همیشه از این که مادرش یک چشم داشت ناراحت بود
روز مادر به مدرسه پسرش رفت و دوستای پسره مادرش رو مسخره کردن و پسره خیلی خجالت کشید
…اون شب پسره به مادرش گفت با این قیافه ترسناکت چرا اومدی مدرسه؟
مادر گفت غذاتو نبرده بودی،نمیخواستم گرسنه بمونی
سلام بر ستارههاي سوخته بر اندام دشت
سلام بر بدنهاي چاک چاک!
سلام بر خورشيدهاي بر نيزه!
سلام بر مظلوميت بر خاک مانده.
کربلا شگفتترين؛ ژرفترين و رازناکترين حادثه عالم است که تاريخ تاکنون به چشم خود ديده است. کربلا ديدنيترين منظره هستي است با جلوهها و شگفتيهاي نو به نو که با هر نگاهي، رازي از رازهايآن گشوده ميشود؛ ولي با اين وجود هرگز اسرار آن، تمام شدني نيست. هرچه با زبان قاصر از حسين و کربلا و مظلوميت اهل بيت بگوييم بدون شک کم گفتهايم.
امروز روز عاشوراء و روز شهادت امام حسين عليه السلام است و در اين روز در كربلا در وقت صباح حضرت امام حسين (ع) دست به دعا برداشت و گفت: "اللهم انت ثقتى فى كل كرب و انت رجائى فى كل شده الخ".
پس صفآرايى لشكر خود كرد و امر فرمود تا آتش در هيزمهاى خندق زدند كه آن خندق آتش از رفتن لشكر بهجانب خيمههاى زنان حاجب باشد.
از آنطرف عمر سعد نيز صفوف لشكر خود را آراست؛ در آن زمان، حضرت سوار بر شترى شد و بين دو لشكر ايستاد و اهل عراق را ندا كرد و بعد از حمد وصلوة، نسب خود را اظهار كرد و بيان فرمود كه آيا شما نيستيد كه نامههاى متواتر به من نوشتيد و مرا به اينجا دعوت كرديد. حال چه شده؟ آيا من كسى را كشتهام يا كسى را آسيبى زدهام يا مالى از كسى بردهام؟ براى چه براى كشتن من جمع شدهايد؟
عمرسعد تيرى به چله كمان گذاشت و با لشكر گفت كه شهادت دهيد نزد امير كه من بودم اول كسى كه تير بهجانب حسين افكند. همين كه آن تير را افكند، لشكر او نيز سيد الشهداء را تير باران كردند.
حضرت فرمود بهاصحاب خود كه خدا رحمت كند شماها را، مهيا شويد مرگى را كه چاره نداريد؛ و در همان ساعت جماعتى از اصحاب شهيد شدند و پيوسته يك يك به ميدان رفتند و شهيد شدند تا وقت ظهر شد. ابو ثمامه عرض كرد وقت زوال است مىخواهيم يك نمازى ديگر با شما بهجا بياورم. از لشكر عمر سعد مهلت نماز خواستند. آن كافران بىحيا، مهلت ندادند. لاجرم زهير بن قين و سعيد بنعبدالله خود را وقايه حضرت كردند و هر تير و نيزه كه وارد مىشد بر بدن خود مىخريدند تا امام نماز خود را تمام كرد.
پس از آن دوباره يك يك اصحاب به ميدان رفتند و شهيد شدند تا نوبت به جوانان هاشمى رسيد. ايشان نيز يك يك، به جهاد رفتند و به نحوى جهاد كردند و شهيد شدند كه از تصور حالشان، جگرها آتش ميگيرد.
على اكبر، چون خواست به ميدان برود، پدر نگاه مايوسانه به قامت او كرد، گريه او را فرو گرفت و كلمات معروفه "اللهم اشهد على هولاء القوم" را فرمودند. على اكبر چون به ميدان رفت و جنگ كرد و تشنگى در او خيلى تاثير كرد، برگشت نزد پدر و عرض کرد: "يا ابا العطش قد قتلنى و ثقل الحديد اجهدنى".
خدا داند كه در اين حال چه بر آن پدر مهربان گذشت كه آبى نداشت كه جگر تفته فرزندش را خنك كند. لاجرم سخت بگريست و على به ميدان برگشت و جهاد كرد تا او را شهيد كردند. همين كه پدر بالاى سر او آمد و آن بدن پاره پاره و صورت شبيه رسول خدا (ص) را به خون و غبار آلوده ديد، صورت به آن صورت نهاد و فرمود:
"قتل الله قوما قتلوك ما اجرئهم على الرحمن و على انتهاك حرمة الرسول على الدنيا بعدك العفاء."
همچنين امام مظلوم شاهد شهادت قاسم بن حسن (ع) و واقعه قطع شدن دستهاى ابوالفضل (ع) و كيفيت شهادت آن مظلوم و ساير شهداء بودند.که بالاتر از همه تذكر شهادت آن طفل رضيع است. نمىدانم كه سيد مظلومان چه حالى داشته آن وقتى كه آن طفل را به ايشان دادند كه آبى براى او بگيرد عوض آن كه آن قوم بيحيا آن طفل را آب دهند تيرى بهگلوى نازك او زدند كه آن طفل در دست پدر، جان داد. اما بايد تامل كرد در حال عبدالله بن الحسن آن هنگامى كه عموى خود را در قتلگاه ميان لشكر تنها ديد از خيمه نزد آن جناب دويد، وقتى رسيد كه ظالمى شمشير بلند كرده بود كه به آن حضرت بزند. عبدالله گفت واى بر تو، اى فرزند خبيثه مىخواهى عموى مرا بكشى. پس دست خود را سپر كرد. شمشير دست مقدس او را قطع كرد و به پوست آويزان شد. پس آن مظلوم نالهاش بلند شد كه" يا اماه عماه"
حضرت او را در دامن گرفت و او را تسلى ميداد كه حرمله او را تيرى بزد و شهيد كرد.
اما جان عالم به فداي تو آقا جان يا حسين يا سيدالشهدا، حال كيفيت شهادت خود آن مظلوم را ببين كه چه گذشته بر آن حضرت و بر اهل بيت او. به خصوص آن وقتى كه براي وداع به خيام آمد و آنها را صدا زد و با يك يك وداع كرد و امر به صبر فرمود و آن لباس كهنه را طلبيد و در زير جامههاى خود پوشيد و به ميدان رفت و رجز خواند و با آن حال تشنگى و داغهاى كمرشكن كه آن حضرت ديده بود، چه نوع مبارزت و شجاعتى از آن حضرت ظاهر شد تا آن كه پيشانى مقدسش را شكستند. جامه بلند كرد كه خون از چهره پاك كند، تير زهر آلود سه شعبه به قلب مباركش رسيد، همين كه آن تير را از قفا بيرون كشيد، مانند ناودان خون از جاى آن جارى شد. حضرت دستها را از آن پر ميكرد و به جانب آسمان ميريخت و هم به سر و صورت خويش ميماليد.
در اين وقت بهواسطه آن زخم و زخمهاى فراوان ديگر كه بر بدنش بود ضعف و ناتوانى عارض آن جناب شد، از كارزار ايستاد. مالك بن يسر به جانب آن جناب روان شد و ناسزا گفت و شمشيرى بر سر مباركش زد كه كلاه زير عمامه آن حضرت مملو از خون شد و صالح بن وهب نيزه بر پهلوى مباركش زد كه از اسب بر روى زمين افتاد.
زينب (س) چون اين صحنه دردناک را ديدند، از خيمه بيرون دويد و فرياد برداشت "واخاه وا سيداه وا اهل بيتاه". اى كاش آسمان خراب مىشد و بر زمين مىافتاد و كاش كوهها از هم مىپاشيد. آن بانوي داغ ديده به عمر سعد فرمود: اى عمر! ابو عبدالله را مىكشند و تو او را نظاره مىكنى. آن ملعون جواب نگفت.
زينب به لشكر فرمود: واى بر شما مگر ميان شما يك نفر مسلمان نيست. احدى جواب او را نداد آنگاه شمر لشكر را ندا كرد كه مادر بر شماها بگريد چه انتظار مىبريد، چرا كار حسين را تمام نميكنيد. پس همگى بر آن حضرت از هر سو حمله كردند.
حصين بن نمير تيرى بر دهان مقدسش زد و "ابو ايوب غنوى" تيرى بر حلقوم شريفش زد و "رزعة بن شريك" ضربتى بر شانه چپش زد و "سنان بن انس" لعنت الله نيزه بر گلوى مباركش فرو برد و تيرى بر نحر شريف آن مظلوم زد.
پس آن جناب را شهيد كردند بهنحوى كه ذكرش را شايسته نمىدانم. پس از آن، بدن مقدسش را برهنه كردند و لشكر به خيام محترمش ريختند و آن چه در خيمهها بود، بردند و زنهاى داغ ديده را بيازردند. زنها نالههاشان بلند شد. عمر سعد به جانب خيام آمد. زنها نزديك او جمع شدند و چنان صيحه كشيدند و گريستند كه ابن سعد به حال آنها رقت كرد. فرياد زد كه كسى متعرض ايشان نشود. زنها خواهش لباسهاى ربوده خود را كردند. عمر سعد حكم به رد كرد، لكن كسى بر ايشان رد نكرد و اين واقعه، مفصل است و مقام را گنجايش بيش از اين نيست والى الله المشتكى و هو المستعان.
شايسته است كه شيعيان در اين روز مشغول كارى از كارهاى دنيا نشوند و از براى خانه خود چيزى ذخيره نكنند و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشند و تعزيت حضرت امام حسين عليه السلام را اقامه كنند و به ماتم اشتغال كنند چنان چه در ماتم عزيزترين اولاد و اقارب خود اشتغال مىكنند و زيارت كنند حضرت سيد الشهداء را به زيارات عاشورا و سعى كنند بر نفرين و لعن بر قاتلان آن حضرت و تعزيت گويند يكديگر را در مصيبت آنحضرت و بگويند:
اعظم الله اجورنا و اجوركم بمصابنا بالحسين عليه السلام و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدى من آل محمد عليهم السلام.
و اگر كسى در اين روز در نزد قبر امام حسين (ع) باشد و مردم را آب دهد مثل كسى باشد كه لشكر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در كربلا حاضر شده باشد.
خواندن هزار مرتبه توحيد در اين روز فضيلت دارد.
از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه هر كه در روز عاشورا هزار مرتبه سوره اخلاص بخواند، خداوند رحمن نظر كند به او و كسى را كه خداوند رحمن نظر فرمايد عذاب نكند.
در اواخر روز عاشورا سزاوار است كه يادآورى از حال حرم امام حسين (ع) و دختران و اطفال آن حضرت كه در اين وقت در كربلا اسير اعدا و مشغول به حزن و بكاء بودند و مصيبتهايى بر ايشان گذشته كه در خاطر هيچ آفريده خطور نكند و قلم را تاب نوشتن نباشد. پس برخيزى و سلام كنى بر رسول خدا و على مرتضى و فاطمه زهرا و حسن مجتبى و ساير امامان از ذريه سيد الشهداء عليهم السلام و ايشان را تعزيت گويى بر اين مصائب عظيمه با قلب محزون و چشم گريان.
"سلام بر تو اى كسى كه از خون پاك تو و پدر بزرگوارت خدا انتقام مىكشد سلام بر تو و بر ارواح پاكى كه در حرم مطهرت با تو مدفون شدند.
بر جميع شما تا ابد از من درود و تحيت و سلام خدا باد. تا دليل و نهار در جهان بر قرار است. اى ابا عبد اللَّه همانا تعزيتت (در عالم) بزرگ و مصيبتت درجهان بر ما شيعيان و تمام اهل اسلام سخت و عظيم و ناگوار و دشوار بود. و تحمل آن مصيبت بزرگ در آسمانها برجميع اهل سموات نيز سخت و دشوار".
شب دهم شب محرم، شب عاشوراست و براي اين شب دعا و نمازهاي بسيار با فضيلتهاي بسيار نقل کردهاند. خواندن زيارت عاشورا از جمله دعاهايي كه بر خواند آن تاكيد فراواني شده است.
در فوايد خواندن زيارت عاشورا رواياتي است از جمله اينكه آمده است: در نجم ثاقب در ذيل حكايت تشرف جناب حاج سيد احمد رشتى به ملاقات امام عصر ارواحنا فداه در سفر حج و فرمايش آن حضرت به او كه چرا شما عاشورا نمىخوانيد عاشورا عاشورا عاشورا و آن حكايت را ما إنشاءالله بعد از زيارت جامعه كبيره نقل خواهيم كرد
شيخ ما ثقه الاسلام نورى رحمه الله فرموده: اما زيارت عاشورا پس در فضل و مقام آن بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاى و املاى معصومى باشد هر چند كه از قلوب مطهره ايشان چيزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا رسد بيرون نيايد بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب از زيارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احديت جلت عظمته به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلى الله عليه و آله رسيده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز يا كمتر در قضاى حاجات و نيل مقاصد و دفع اعادى بىنظير و لكن احسن فوايد آن كه از مواظبت آن به دست آمده فايده اى است كه در كتاب دارالسلام ذكر كردم و اجمال آن آنكه ثقه صالح متقى حاج ملا حسن يزدى كه از نيكان مجاورين نجف اشرف است و پيوسته مشغول عبادت و زيارت نقل كرد.
از ثقه امين حاج محمد على يزدى كه مرد فاضل صالحى بود در يزد كه دائما مشغول اصلاح امر آخرت خود بود و شبها در مقبره خارج يزد كه در آن جماعتى از صلحا مدفونند و معروف است به مزار به سر مى برد و او را همسايه اى بود كه در كودكى با هم بزرگ شده و در نزد يك معلم مى رفتند تا آنكه بزرگ شد و شغل عشارى پيش گرفت تا آنكه مرد و در همان مقبره نزديك محلى كه آن مرد صالح بيتوته مى كرد دفن كردند پس او را در خواب ديد پس از گذشتن كمتر از ماهى كه در هيات نيكويى است پس به نزد او رفت و گفت من مىدانم مبدا و منتهاى كار تو و ظاهر و باطن ترا و نبودى از آنها كه احتمال رود نيكى در باطن ايشان و شغل تو مقتضى نبود جز عذاب را پس به كدام عمل به اين مقام رسيدى ؟
گفت: چنان است كه گفتى و من در اشد عذاب بودم از روز وفات تا ديروز كه زوجه استاد اشرف حداد فوت شد و در اين مكان او را دفن كردند و اشاره كرد به موضعى كه قريب صد ذرع از او دور بود و در شب وفات او حضرت ابى عبد الله الحسين عليه السلام سه مرتبه او را زيارت كرد و در مرتبه سوم امر فرمود به رفع عذاب از اين مقبره پس حالت ما نيكو شد و در سعه و نعمت افتاديم پس از خواب متحيرانه بيدار شد و حداد را نمى شناخت و محله او را نمى دانست پس در بازار حدادان از او تفحص كرد و او را پيدا نمود از او پرسيد براى تو زوجه اى بود؟
گفت: آرى ديروز وفات كرد و او را در فلان مكان و همان موضع را اسم برد دفن كردم.
گفت: او به زيارت ابىعبد الله عليه السلام رفته بود؟
گفت: نه.
گفت ذكر مصايب او مىكرد؟
گفت: نه.
گفت: مجلس تعزيهدارى داشت؟
گفت: نه.
آنگاه پرسيد: چه مىجويى؟
خواب را نقل كرد.
گفت: آن زن مواظبت داشت به زيارت عاشورا.
زیارت عاشورا در ادامه مطلب
مراسم بزرگداشت روزدانشجو باحضورمسئولین وکارکنان دانشگاه پیام نورمرکزبوشهروحجت الاسلام خسروپناه استادحوزه ودانشگاه ومسئولین ناحیه بسیج دانشجویی وجمع کثیری ازدانشجویان دانشگاه پیام نور مرکزبوشهر درمحل سالن اجتماعات این دانشگاه برگزار شد. دراین مراسم حجت الاسلام خسروپناه ضمن تبریک روز دانشجو وتسلیت به مناسبت ماه محرم ،تقارن این روز رابا دهه اول محرم به فال نیک گرفت وگفت:ماه محرم ماه توسل وماه عزاداری همراه باشعور وآگاهی است وما باید جهاد کنیم تا کربلایی شویم وبزرگترین جهاد مبارزه با نفس اماره است. وی بابیان این مطلب که 16 آذر روزدانشجو است ودانشجوی جوان اهل نقد ،اعتراض وتحول است وهنر دانشجواعتراض وشدن توأم بادرک وشعور وآگاهی می باشد افزود:دانشجوبایدبه این هنرها جهت دهد ونه دیگران به آنها خط وجهت دهند. حجت الاسلام خسروپناه دانشگاه وحوزه را دوبال معرفت دانست وافزود:دانشگاه ودانشجونباید زیرمجموعه هیچ حزب ویا تشکلی باشند.بلکه دانشجوباید کنش،بینش ورفتارش اسلامی باشدوبه عنوان نماد تمدن اسلامی ودانشگاه به عنوان زیربنای تمدن اسلامی در دنیا بدرخشند. این استادحوزه ودانشگاه با اشاره به حدیثی از امام حسین (ع) که می فرمایند:یکی از نشانه های پسندیده این است که انسان با اهل خردودانش نشست وبرخاست کند وازنشانه هاواسباب جهل ،مجادله با انسان های اهل ایمان ودانش است.گفت:محیط دانشگاه باید محیط دانش وکسب علم باشد دانشجو واستاد باید برای رفع مشکل با اهل عقل ودانش نشست وبرخاست کنند. اگر کشوری رشد وتوسعه واستقلال پیداکرد گرفتار استکبار نمی شود. حجت الاسلام خسروپناه با بیان این مطلب که ،جوانانی هستندکه دنبال مد وآرایش هستند واز غرب تقلید کورکورانه می کنندولی برای مسائل شرعی خود از مرجع تقلید پیروی نمی کنند وقتی که ازآنها پرسیده می شود مرجع تقلید شما چه کسی است می گویند چراباید از کسی پیروی ویا تقلید کنیم.افزود :آنچه باعث بقاء وتداوم زندگی است زیبایی اخلاقی است که در دوران جوانی رقم می خورد.ودانشجو باید به رذائل وفضائل آشنا باشد وتمرین کند که رذائل رابه فضائل تبدیل کند. ایشان همچنین یکی از علامت ونشاته های عالم ودانشمند را دراین دانست که انسان همیشه خودش رانقدوبررسی کندکه چگونه آدمی است وچه ضعفی دارد.وتمام مسئولین وظیفه دارند که خودرانقدو بررسی کنند.معلم واستاد وظیفه اشان همیشه درس دادن نیست بلکه مسئولان واساتید باید مقداری از وقت خود را برای درد دل ومشکلات روحی دانشجویان بگذارند. وی در ادامه افزود:دانشجو نبایددنبال مدرک باشد بلکه باید درپی دانش آنهم دانش کاربردی باشدوآن دانش رادرکشور برای رفع نیازها ی جامعه بکارببرد.ودرکناررشد دانش علمی بایدبینش ومنش وبصیرت خودرانیز تقویت کندوهرچه که انسان بیشتر رشد می کند باید تواضع هم رشد کند ودر واقع عالم فروتن برای همه باشد. این مراسم با برنامه های جانبی پرسش وپاسخ دانشجویان با مسئولان دانشگاه ،اهدا جوایز به نفرات برگزیده مسابقات غدیر همراه بود. شایان ذکر است این مراسم باهمکاری مدیریت فرهنگی دانشگاه وبسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور مرکزبوشهر برگزارشد.
منبع:خبرگزاری دانشگاه پیام نور بوشهر
یافته های حاصل از بررسی میزان علاقه مندی دانشجویان ورودی سال تحصیلی ۸۹-۸۸ دانشگاه های تابعه وزارت علوم به رشته تحصیلی نشان می دهد كه ۶/۷۶ درصد از دانشجویان به رشته پذیرفته شده خود علاقه مند هستند، این در حالی است كه ۲/۲۲ درصد از آن ها رشته پذیرفته شده را مورد علاقه خود نمی دانند.
به گزارش خبرگزاری ایلنا، نتایج مطالعه دفتر مركزی مشاوره وزارت علوم نشان می دهد به ترتیب ۸۲ و ۳/۷۴ درصد از دانشجویان مذكر و مونث در رشته مورد علاقه خود پذیرش شده اند بنابراین می توان گفت كه دانشجویان پسر به نسبت بیشتری به رشته ورودی خود علاقه دارند.
نسبت فراوانی بی علاقگی به رشته پذیرفته شده در گروه های آزمایشی گروه تجربی دارای بالاترین و گروه زبان های خارجه دارای پایین ترین مقدار است. پس از گروه علوم تجربی، گروه های علوم انسانی و ریاضی قرار دارند.
همچنین نسبت علاقه مندی به رشته انتخابی در میان دانشجویان بومی و غیر بومی تفاوت دارد و این تفاوت به نحوی است كه دانشجویان بومی به نسبت بیشتری به رشته پذیرفته شده خود علاقه دارند.
براساس این گزارش، این مطالعه در میان ۶۱ هزار و ۲۱۱ دانشجو از ۵۹ دانشگاه انجام شد كه ۷/۵۷ درصد آنها مونث بودند، میانگین سنی جامعه آماری ۴۴/۲۰ سال و ۳/۹۳ درصد مجرد بود.
توزیع نسبت دانشجویان در گروه های آزمایشی شامل ۱۷ درصد گروه علوم ریاضی و فنی، ۶/۲۰ درصد گروه علوم تجربی، ۴/۲۰ درصد گروه انسانی، ۱۸ درصد گروه هنر و ۸/۲۰ درصد گروه زبان های خارجی است.
خبرگزارى ايلنا
محققان آمريکايي اعلام کردند احتمال تقلب کردن دانشجوياني که تمايلات خودشيفتگي بيشتري از خود نشان ميدهند، بيش از ديگران است.
به گزارش ایسنا، گروه تحقيقاتي معتقد است که دانشجويان خودشيفته به اين دليل که ميخواهند فخرفروشي کنند و از موفقيتهاي خود سخن بگويند، دست به تقلب بر سر جلسه امتحان ميزنند. اين گونه دانشجويان اين کار را بدون هيچ گونه احساس بدي انجام ميدهند.
به گفته امي برونل از اساتيد دانشگاه ايالت اوهايو، خودشيفتهها دوست دارند تا از طرف ديگران تشويق شوند.
محيط دانشکدهها نيز در حقيقت به اين صورت است که اگر کسي که نمره خوبي دريافت کند، موقعيت خوبي در بين ديگر هم کلاسيها پيدا ميکند.
او گفت: با توجه به اين که خودشيفتهها احساس گناه کمتري از کار خود ميکنند، پس براي آنها مهم نيست که تقلب کردن پله ترقي آنها باشد.
منبع:unp
(دانشگاه پيام نور مرکز بوشهر)